تبليغاتX
*پانسیون شماره 25* </head> <body>

عاشقی

کم درگیری ذهنی داشتیم تازه دخترکی هم اخیرا دم از عشق به من دیوانه می زند.

خدایا با این همه توفیق اجباریت چه کنم؟

زورتپونی هم که شده ما را می خواهی زنده نگه داری نه؟.

به مدت یک دقیقه خنده...

خنده...

 

پ.ن:دلم میخواد محکم بزنم زیر گوشش بعدشم راهمو مثل خر بکشمو برم.ولی حیف هنوز پشیزکی احساس قلقلکم میده...



ساعت15:38
.................................................................
خدا..

فردا من می میرم واز دست خدا هم هیچ کاری ساخته نیست.

فردا من ثابت می کنم که خدای شما آنقدر که می گویید توانایی ندارد

لااقل به خاطر خودکشی خودم را سرزنش نخواهم کرد.

 

پ.ن:راستی خدای شما چرا فقط بندگان خوبشو Knock out می کنه؟

 



ساعت20:31
.................................................................
تکرار من

هرگز آرزو نكردم
يك ستاره در سراب آسمان شوم
يا چو روح برگزيدگان
همنشين خامش فرشتگان شوم
هرگز از زمين جدا نبوده ام
با ستاره ها آشنا نبوده ام
روي خاك ايستاده ام
با تنم كه مثل ساقه گياه
باد و آفتاب و آب را
مي مكد كه زندگي كند.

(فروغ فرخزاد)

پ.ن:این روزا زندگیم به شدت تکراری شده.نیاز به یک اتفاق تازه دارم...



ساعت22:55
.................................................................

آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
بهمن 1386
دی 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386

دونک
من یک دختر فروردینی ام
مثل همه عصرها
شبلی
هی بوسه ی کهنه ی علاقه
نغمه
افاضات
الی
سرقفلی
یادداشت های یک دختر ترشیده
سمفونی تلخ باکرگی
سیب زمینی خورها
شیب زیاد غدقن
عبورِ آستيگماتی
جایی برای بودن
قورباغه ها


لینکستان
asanDoWnload
شهوار
Image Hosting
قابیل
آنتیک
عملیات حرارتی

Designer: A m i r